ذبيح الله صفا

1202

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

سخن گفته‌ام ، از آن جمله است : در صحيفهء 41 كه از تأثير كلّى او در اوضاع زمان و مخصوصا وضع علوم سخن رفته است ؛ و در صحيفهء 137 كه اهميّت خواجه در عالم تشيّع مطرح گرديده ؛ و در صحيفهء 155 - 157 كه شرحى در دفاع از خواجه و تهمتى كه اهل سنّت براو وارد مىكنند و اهانتى كه ادوارد برون نسبت به اين مرد بلند مرتبه كرده است ، آمده ؛ و در صحيفهء 222 - 223 مقام بلند خواجه در تدوين كلام شيعهء اثنى عشر و تأليف كتاب معتبر « تجريد العقائد » يا « تجريد الكلام » و حواشى و شروح متعدد آنان بمورد بحث درآمده ؛ و در خلال صحايف 231 تا 261 چندين بار از تأثير نصير الدين در توسعه و ترويج علوم عقلى و كوششهاى او براى تحكيم مبانى حكمت مشاء و توسعهء علوم رياضى و تحريرات متعدد او و تأليفاتى كه در اين زمينه‌ها داشته سخن گفته‌ام و بنابراين هنگام مطالعه در احوال و آثار و عقايد استاذ البشر بايد بهمهء آن صحايف مراجعه شود زيرا تكرار آن مطالب درينجا جايز نيست . بررويهم بايد دانست كه خواجه نصير الدين طوسى دانشمند جامع الاطرافى بود كه بر همهء علوم زمان خود احاطه و در غالب آنها تبحّر تامّ و سمت پيشوايى و تقدّم بر علماى عهد داشت و علاوه‌براين با تقرّبى كه نزد ايلخانان يافته بود مقامات دينى و دنياوى را باهم جمع كرد و از جهات مختلف مورد بزرگداشت معاصران خود قرار گرفت . وى با تقرّب خود در نزد هلاگو از قتل گروهى از بزرگان عهد خود پيش‌گيرى كرد و از آن جمله علاء الدين عطا ملك جوينى را يك بار از مرگ و نيستى رهانيد « 1 » . وى مردى كريم و بخشنده و بردبار و خوش معاشرت و بسيار دان و فروتن و خوش برخورد بود و هيچگاه سخن زشت بر زبان نمىآورد . اينها صفاتى است كه معاصران او بعد از مرگش دربارهء او نوشته‌اند « 2 » .

--> ( 1 ) - الكتبى ص 308 ( 2 ) - ايضا رجوع شود به چند مورد از فوات الوفيات ج 2 ص 308 ببعد